فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

335

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

احترام ، اما با سخنانى كوتاه به وى پاسخ داد . سفير لاهور كه براى اولين بار به مقام سفارت رسيده بود ، بدون آنكه از جاى تكان بخورد ، تعارف مختصرى نسبت به سفير اسپانيا معمول داشت . رنگ چهره و لباس و رفتارش او را همانگونه كه در حقيقت بود ، يك هندى تمام عيار معرفى مىكرد . پارچه‌اى بسيار نازك و ظريف از جنس كامبره « 209 » در بر و عمامه‌اى بسيار كوچك بسبك هندى و زامبيائى بر سر داشت . كمربندى پارچه‌اى با حاشيه‌اى زرين بر كمر داشت كه خنجرى مرصع را بر پهلويش استوار كرده بود . گوشواره‌هائى از مرواريد بر گوش داشت . قامتى متوسط و جثه‌اى بيشتر درشت تا خرد داشت و شصت سالى از عمرش مىگذشت . عموى پادشاه هند و برادر اكبر شاه ، پدر او و بسيار قدرتمند و دارا بود و به گفتهء بازرگانان هندى مقيم اصفهان درآمد سالانه‌اش بيش از يك مليون سكهء طلا بود . سفير پادشاه بلخ و بخارا كه فرمانرواى تاتارهاى ازبك است چون ديگر همنژادانش چهره‌اى صاف و رنگ پوستى سفيد و متمايل به زرد داشت . چشمها و بينىاش ريز بود لباسى تقريبا شبيه لباس ايرانيان بر تن و عمامه‌اى كمى كوچكتر بر سر داشت و شخصا مردى بسيار سردماغ و شاد و فصيح بود . تاتار پره‌كپ نيز لباسى به همان سبك و شكل پوشيده بود جز اين‌كه به جاى عمامه كلاهى به شكل هرم اما بسيار كوتاه و با آسترى از پوست بر سر گذاشته بود . هيچيك از اين بربرها شمشير بر كمر نداشتند نخست از آن جهت كه رسم آنها نيست كه با سلاح سنگين در چنين مجالسى حاضر شوند و ديگر بخاطر آنكه هنگام نشستن سلاح مزاحم آنها نباشد . به همين سبب همگى خنجر به كمر مىبندند . سفير مسكو و همكارش دو مرد بودند با قامتهاى كشيده و رنگ پوستى سفيد و اندامى درشت و شكمى بزرگ . چهره‌شان كه پهن و پرگوشت بود حالت روستايى آنها را مىرساند و سكوتشان از نوعى تكبر توأم با توحش و خود - پرستى حكايت داشت . هردو جامه‌هائى بلند از ماهوت خاكسترى

--> ( 209 ) Cambrai : پارچهء كتانى لطيف كه در كامبره مىبافند . - م .